پایان نامه برای اخذ درجه ی کارشناسی ارشد «M. A»

رشته : زبان و ادبیات فارسی

موضوع:

تحلیل و مقاسیه ی ساختاری غزلیات سعدی و انوری

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                    صفحه

چکیده …………………………………….. ۱

فصل اول : کلیات تحقیق

۱-۱ مقدمه ی تحقیق …………………………… ۳

۱-۲ بیان مسئله ……………………………… ۴

۱- ۳ سوالهای تحقیق ………………………….. ۴

۱-۴اهمیت و ضرورت تحقیق ……………………… ۵

۱-۵پیشینه ی تحقیق……………………………. ۵

۱-۶ اهداف تحقیق …………………………….. ۵

۱-۷ فرضیه های تحقیق………………………….. ۶

۱-۸ روش تحقیق……………………………….. ۶

۱-۹ تعاریف واژه های کلیدی …………………… ۶

فصل دوم : مبانی نظری تحقیق

۲-۱٫ تعریف شعر ……………………………… ۸

۲-۲٫ تعریف غزل ……………………………… ۸

۲-۳٫ ساختارگرایی چیست ؟ …………………….. ۹

۲-۴٫ شناخت تاریخی ساختارگرایی…………………. ۹

۲-۵٫ اصول ساختار گرایی ……………………… ۱۱

فصل سوم : معرفی سعدی و انوری

۳-۱٫  معرفی سعدی ……………………………. ۱۳

۳-۲٫  آثار سعدی……………………………… ۱۴

۳-۳٫  معرفی انوری …………………………… ۱۴

۳-۴٫  انوری از نگاه بزرگان ………………….. ۱۴

۳-۵٫ آثار انوری …………………………….. ۱۵

۳-۶٫ ویژگی های آثار سعدی ……………………. ۱۶

۳-۶-۱٫ سهل و ممتنع ………………………….. ۱۶

۳-۶-۲٫ رعایت نکات دستوری به صحیح ترین شکل …….. ۱۶

۳-۶-۳٫ ایجاز………………………………… ۱۶

۳-۶-۴٫ موسیقی ……………………………… ۱۷

۳-۶-۵٫ طنز و ظرافت …………………………. ۱۷

۳-۷٫  ویژگی های زبان سعدی …………………… ۱۷

۳-۸٫  برخی ویژگی های غزل سعدی ……………….. ۱۸

۳-۸-۱٫ ویژگی های آوایی ………………………. ۱۸

۳-۸-۲٫ ویژگی های واژگانی …………………….. ۱۸

۳-۸-۳٫ ویژگی های نحوی………………………… ۱۹

۳-۸-۴٫ ویژگی های بلاغی ……………………….. ۱۹

۳-۹٫ مضامین غزلهای سعدی …………………….. ۲۰

۳-۱۰٫  ویژگی های غزل انوری …………………… ۲۰

۳-۱۰-۱٫  سهل و ممتنع بودن ……………………. ۲۰

۳-۱۰-۲٫  ایجاز ……………………………… ۲۰

۳-۱۰-۳٫  موسیقی …………………………….. ۲۰

۳-۱۱٫  مضامین غزل های انوری ………………….. ۲۱

فصل چهارم : تحلیل غزل ها

۴-۱٫  غزلیات سعدی …………………………… ۲۳

۴-۱-۱٫ روی تو خوش می نماید آیینه ی ما ………… ۲۳

۴-۱-۲٫ شب فراق که داند که تاسحر چند است ………. ۲۶

۴-۱-۳٫ افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده ست ……. ۲۹

۴-۱-۴٫ ای لعبت خندان لب لعلت که مزیده است …….. ۳۳

۴-۱-۵٫ از هرچه می رود سخن دوست خوش تر است …….. ۳۸

۴-۱-۶٫  این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است …… ۴۲

۴-۱-۷٫ عیب یاران ودوستان هنر است……………… ۴۶

۴-۱-۸٫ هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است …….. ۵۱

۴-۱-۹٫  فریاد من از فراق یار است …………….. ۵۵

۴-۱-۱۰٫ چشمت خوش است و بر اثر خواب خوش تر است …. ۵۷

۴-۲-۱۱٫ عشرت خوش است و بر اثر خواب خوش تر است …. ۶۰

۴-۱-۱۲٫ درد عشق از تندرستی بهتر است ………….. ۶۴

۴-۱-۱۳٫ زِ هَرچه هست گزیر هست و ناگزیر از دوست …. ۶۶

۴-۱-۱۴٫ صبحی مبارک است نظر بر جمال دوست ……… ۶۹

۴-۱-۱۵٫  آن بِه که چون منی نرسد در وصال دوست ….. ۷۳

۴-۱-۱۶٫ گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست …….. ۷۶

۴-۱-۱۷٫ صبح می خندد و من گریه کنان از غم دوست … ۷۹

۴-۱-۱۸٫ این مطرب از کجاست که بر گفت نام دوست …. ۸۲

۴-۱-۱۹٫ تا دست ها کمر نکنی بر میان دوست ……… ۸۶

۴-۱-۲۰٫ ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست ……. ۸۹

۴-۱-۲۱٫ ز حدّ گذشت جدایی ما ای دوست …………… ۹۳

۴-۱-۲۲٫ آب حیات من است خاک سرکوی دوست ……….. ۹۶

۴-۱-۲۳٫ مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست …… ۹۹

۴-۱-۲۴٫  شادی به روزگار گدایان کوی دوست ……… ۱۰۲

۴-۱-۲۵٫ صبح دم خاکی به صحرا بر باد از کوی دوست… ۱۰۵

۴-۱-۲۶٫ به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست .. ۱۰۸

۴-۱-۲۷٫ از جهان برون نیامده جانانت آرزوست ……. ۱۱۲

۴-۱-۲۸٫ مرا خود با تو چیزی در میان هست  ……… ۱۱۶

۴-۱-۲۹٫ بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست …….. ۱۱۹

۴-۱-۳۰٫ هرچه در روی تو گویند به زیبایی هست …… ۱۲۲

۴-۱-۳۱٫ مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست .. ۱۲۵

۴-۱-۳۲٫  هرکه هر بامداد پیش کسی ست …………… ۱۲۹

۴-۱-۳۳٫ دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست …….. ۱۳۲

۴-۱-۳۴٫ خوش تر از دوران عشق ایام نیست ……….. ۱۳۵

۴-۱-۳۵٫ کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست ….. ۱۳۸

۴-۱-۳۶٫ ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست … ۱۴۲

۴-۱-۳۷٫ گر صبر دل تو هست و گر نیست …………… ۱۴۶

۴-۱-۳۸٫ جان ندارد هر که جانانیش نیست………….. ۱۴۸

۴-۱-۳۹٫ هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست ۱۵۱

۴-۱-۴۰٫ با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست …… ۱۵۴

۴-۱-۴۱٫ خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست …….. ۱۵۸

۴-۱-۴۲٫ هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم ………. ۱۶۱

۴-۱-۴۳٫ از در درآمدی و من از خود به در شدم …… ۱۶۵

۴-۱-۴۴٫ در من این هست که صبرم ز نکو رویان نیست .. ۱۶۸

۴-۱-۴۵٫ روز وصلم قرار دیدن نیست ……………… ۱۷۰

۴-۱-۴۶٫ نه خود اندر زمین نظیر تو نیست ……….. ۱۷۳

۴-۱-۴۷٫ چو ترک دلبر من شاهدی به شنگی نیست ……. ۱۷۵

۴-۱-۴۸٫  به کوی لاله رخان هر که عشق باز آید …… ۱۷۷

۴-۱-۴۹٫ من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم .. ۱۸۰

۴-۱-۵۰٫ دل پیش تو و دیده به جای دگرستم ………. ۱۸۴

۴-۲٫ غزلیات انوری ………………………….. ۱۸۷

۴-۲-۱٫  جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا ۱۸۷

۴-۲-۲٫  ای کرده در جهان غم سمر مرا ………….. ۱۹۰

۴-۲-۳٫  گر باز دگر باره ببینم مگر او را ……… ۱۹۲

۴-۲-۴٫  بتی دارم که یک ساعت مرا بی غم بنگذارد … ۱۹۴

۴-۲-۵٫  حسن تو گر بر همین قرار بماند ………… ۱۹۵

۴-۲-۶٫  گل رخسار تو چون دسته بستند ………….. ۱۹۷

۴-۲-۷٫  عالمی در ره تو حیرانند ……………… ۱۹۹

۴-۲-۸٫  آن روزگار کو که مرا یار، یار بود …….. ۲۰۱

۴-۲-۹٫  ای دلبر عیار ترا یار توان بود ……….. ۲۰۳

۴-۲-۱۰٫  یا وصل تو را عنایتی باید …………….. ۲۰۵

۴-۲-۱۱٫  ز عمرم بی تو درد دل فزاید ……………. ۲۰۷

۴-۲-۱۲٫  ای غم تو جسم را جانی دگر …………….. ۲۰۸

۴-۲-۱۳٫  نگارا بر سر عهد و وفا باش ……………. ۲۱۰

۴-۲-۱۴٫  به جان آمد مرا کار از دل خویش…………. ۲۱۲

۴-۲-۱۵٫  ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام ………… ۲۱۳

۴-۲-۱۶٫  روی ندارم که روی از تو بتابم ………… ۲۱۵

۴-۲-۱۷٫  کز نداند کز غمت چون سوختم ……………. ۲۱۷

۴-۲-۱۸٫  دل از خوبان دیگر بر گرفتم ……………. ۲۱۹

۴-۲-۱۹٫  برآنم کز تو هرگز برنگردم …………….. ۲۲۱

۴-۲-۲۰٫  بدان عزمم کهدیگر ره به میخانه کمربندم … ۲۲۳

۴-۲-۲۱٫  زیر بار غمی گرفتارم …………………. ۲۲۵

۴-۲-۲۲٫  دل باز به عاشقی در افکندم ……………. ۲۲۷

۴-۲-۲۳٫  تا به کوی تو رهگذر دارم ……………… ۲۲۹

۴-۲-۲۴٫  هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم ……….. ۲۳۱

۴-۲-۲۵٫  جز سر پیوند آن نگار ندارم ……………. ۲۳۳

۴-۲-۲۶٫  یارم توایی به عالم یار دگر ندارم …….. ۲۳۵

۴-۲-۲۷٫  دل رفت و این بتر بر دلبر نمی رسم …….. ۲۳۷

۴-۲-۲۸٫  کار جهان نگر که جفای که می کشم ………. ۲۳۹

۴-۲-۲۹٫  ای آرزوی جانم در آرزوی آنم …………… ۲۴۱

۴-۲-۳۰٫  ای دوست تر از جانم زین بیش مرنجانم …… ۲۴۲

۴-۲-۳۱٫  جانا ز غم عشق تو امروز چنانم ………… ۲۴۴

۴-۲-۳۲٫  نگارا جز تو دلداری ندارم …………….. ۲۴۶

۴-۲-۳۳٫  بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم . ۲۴۸

۴-۲-۳۴٫  من که باشم که تمّنای وصال تو کنم ……… ۲۵۰

۴-۲-۳۵٫  دل را به غمت نیاز می بینم ……………. ۲۵۲

۴-۲-۳۶٫  سر آن دارم کامروز بر یار شوم ………… ۲۵۴

۴-۲-۳۷٫  آخر به مراد دل رسیدیم ……………….. ۲۵۷

۴-۲-۳۸٫  بی تو جانا زندگانی می کنم ……………. ۲۵۹

۴-۲-۳۹٫  تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم ……… ۲۶۱

۴-۲-۴۰٫  ای روی خوب تو سبب زندگانیم …………… ۲۶۳

۴-۲-۴۱٫  درمان دل خود از که جویم ……………… ۲۶۵

۴-۲-۴۲٫  ای بندۀ روی تو خداوندان ……………… ۲۶۷

۴-۲-۴۳٫  عاشقی چیست مبتلا بودن ………………… ۲۷۰

۴-۲-۴۴٫  هم مصلحت نبینی رویی به ما نمودن ……… ۲۷۳

۴-۲-۴۵٫  آتش ای دلبر مرا بر جان مزن …………… ۲۷۵

۴-۲-۴۶٫  به عمری آخرم روزی وفا کن …………….. ۲۷۷

۴-۲-۴۷٫  ای بت یغما دلم یغما مَکن………………. ۲۷۹

۴-۲-۴۸٫  ز من حجره خویش پنهان مکن …………….. ۲۸۱

۴-۲-۴۹٫  ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو ……….. ۲۸۲

۴-۲-۵۰٫  مرا وقتی خوش است امروز و حالی ……….. ۲۸۴

فصل پنجم : نتایج پژوهش و ارائه ی پیشنهاد

۵-۱٫  نتیجه ………………………………… ۲۸۷

۵-۲٫  پیشنهاد ………………………………. ۲۸۸

نمودارها  …………………………………. ۲۸۹

منابع …………………………………….. ۲۹۶

 

فهرست نمودارها

عنوان                                                                                                          صفحه

۱-نمودار انواع مضمون در غزلیات سعدی ………….. ۲۹۰

۲-نمودار انواع مضمون در غزلیات انوری …………. ۲۹۱

۳-نمودار انواع وزن در غزلیات سعدی  …………… ۲۹۲

۴-نمودار انواع وزن در غزلیات انوری …………… ۲۹۳

۵-نمودار انواع بحر در غزلیات سعدی ……………. ۲۹۴

۶-نمودار انواع بحر در غزلیات انوری  ………….. ۲۹۵

 

 

 

چکیده

غزل، یکی از قالبهای مهم و پر کاربرد شعر فارسی است. سعدی و انوری، دو شاعر برجسته ی ایرانی در این حوزه به شمار می روند. تحلیل و پژوهش ساختاری شیوه علمی نوینی است که می تواند به شناخت کیفیت آثار ادبی کمک شایانی کند. غزلیات سعدی و انوری به لحاظ بهره مندی از زبان، موسیقی و مضامین نزدیک به هم و مشترکات فراوان دیگر ، قابل مقایسه هستند. این آثار گنجینه‎ای از هنرهای بلاغی و ترفندهای ادبی هستند و در این پژوهش، کوشش شده است با بررسی مو شکافانه ی غزلیات این دو شاعر بزرگ، در حیطه ساختار، کیفیت اشعار و هنر شاعران با هم مورد مقایسه قرار گیرد. نتیجه بدست آمده نشان می دهد غزلیات سعدی برخلاف انوری ، به ابتکار مضمون مشخص نمی شود و با توسل به استعاره و کنایه و تشبیهات خاص تازگی پیدا نمی کند. سخنان سعدی در یک سطح قرار دارد و نشیب و فراز آن چون انوری محسوس نیست. و راز زیبایی سخن سعدی همان ریزه کاری های نا محسوس است. این تحقیق نشان داد ابداع سعدی در سادگی و جمله بندیست و انوری علی رغم بهره مندی از رقت لحن ، از عادت قصیده و قطعه سرایی خود عدول نکرده است تا برخی عناصر شکلی در غزل او تحت تاثیر محتوای قصیده و قطعه باشند. طرز تعبیر و شیوه ی ترکیب جمله و بازیهایی که این دو شاعر با الفاظ می کنند، هم تشابه دو قریحه را نشان می دهد، هم درجه ی تاثیر سعدی را از انوری محسوس می کند و هم بیانگر سیر تکاملی زبان است.

کلید واژه ها: غزل- تحلیل ساختاری – سعدی – انوری

 

12000 تومان – خرید